سلام!دقیقا چند سالی میشود که من و فافا دیگر اینجا چیزی نمی نویسیم!
زمان زیادی گذشته و ما خیلی رشد کرده ایم و به عرصه ی سیاسی نظامی کشور که همان دانشگاه است وارد گشته ایم و حتی نزدیک است لیسانسمان را نیز دریافت کنیم!امروز که داشتیم آلبوم سال84 داریوش را گوش میدادیم به یاد دوران دبیرستانمان افتادیم و سرخوشی مزمن ان روزهایمان!(چقدر هم سرخوش بودیم،همه اش در حال خندیدن بودیم!!)
همانطور که مشاهده میکنید ما خیلی بزرگ گشته ایم.من و فافا هر دو در دانشگاه های خوبی درس میخوانیم و این چند سال که اینجا نمی نوشتیم خیلی خوش گذشت و خندیدیم!ما همه اش قبلا ها میخندیدیم الان هم همینطور هستیم.!!فافا خیلی آدم شده.خرخوانی را کنار گذاشته و روابط اجتماعی شدیدی دارد.در تمامی صحنه های سیاسی اجتماعی عشقی حضوری فعال دارد و بند های آل استارش را با چیزش ست میکند یعنی با لاک ناخنش!!
من هم با برو بچ خوابگاه و دانشگاه روزهای خاصی را می گذرانیم که لازم است تک تک انها را به شما معرفی کنم که احتمال لو رفتن اکیپمان در جوامع وبلاگی و دانشگاهی بسیار زیاد است!!!
محبوبه معروف به اقدس زشته یا اقدس دست کج:موجودی بسیار خود شیفته و خود محور است!استعداد ذاتی در تلفظ غلط کلمات دارد و با آهنگ های داریوش هم میرقصد.آینه ی جیبی اش را بگیرید تا مرز خودکشی هم پیش میرود ودر اردوها و جمع های خودمانی مامان(ننه) پسرا است.چندی پیش با یکی از پسران خیلی خجالتی اش لاو تو لاو گشته اند!!از سکنان اتاق 606!
عاطفه معروف به کوچولو،ریزه میزه،خیلی کم!!!:مصداق ضرب المثل فلفل نیبین چه ریزه!دارای گواهینامه انواع ورد و جادو!ستاره موسیقی اینده،خوش صدا،برگزارکننده کنسرت های شادمهر و امید و لیلا در خوابگاه.کوچولوی خواستنی جمع و موفق در راه رفتن روی مخ محبوبه با موتور پرشی!ساکن اتاق606!
طاووس:چون کلا اسمش خیلی خاص است ملقب به چیزی نیست!او را با اسامی کابوس ،تابوت،روتوش و رضا جان رضا هم اشتباه میگیرند..گفته میشود تا کنون کسی او را در حال خواب ندیده است و همیشه بیدار است!گوشی اش عضو جدا نشدنی و از ارگان های بدنش است.آهنگ پیشوازش دلواپسی علی لهراسبی است!همه برای او میس کال می اندازند و اهنگش را گوش میدهد!از ساکنان اتاق 606 نیست اما مثل من همیشه انجاست!
این چند نفری که توضیح دادم از بروبچ همیشگی جمع هستند که شب و روز را در واقع با هم سر میکنیم البته اگر محبوبه و طاووس سر قرار نباشند!!!با اتاق های دیگر نیز رابطه ای صمیمانه داریم و همه خیلی ما را دوست دارند.
بقیه معرفی اشخاص را در پست های بعدی میگویم.زیرا که الان میخواهم بروم ناهار بخورم!
تا امریکن پایی دیگر جیش بوس ناهار
مياي از اين ورا گذري دلو هرجا بخواي ميبري و...ازاين چيزا
اها حالا همه دست آها بيکار نشينين دست دست دست دست
از اون بالا کفتر مي ايه يک دانه (دختر)مي آيه(حالا نثار روح خواننده گرانقدر اين ترانه زيبا که به علت آنفولانزا مرغي دار فاني رو وداع گفته ميباشه صلوات و هرچه بلندتر بفرست):(( حالا بسه زياد خودشو گريه نکن
دست دست دستها شله ها فافا جونم گله گل
+الو جونم سلام آهنگ هاي درخواستي با يلدا تپوس و گل فافا جون
-هوف هوف هوف
+گور پدر مزاحما کرده
فهميدين کي ام؟جوون من فهميدين نه؟؟بس که بينمکم ..خوب معلومه من يلدام ديگه(جان عمه جان)
آره از بس که اين يلدا دهن مارو سرويس دهي کرد و اينا و با يه سري عمليات به عنوان مشتقاتش مجبور شدم با اين اوضاع وخيم روحي بيام اينجا ابراز وجود کنم(از دست اين جوجو)
من الان خيلي رو شاديم و اينها آخه اين جوجو رفت مسافرت واينها بعد واسه من يه آف ناقابل نذاشت اون وقت رفت تو يه سايتي واسه مصاحبه ي اين پيرکفتال خانم (ليلي افشار)کامنت گذلشت من قراره ليلي افشار و واسش درس کنم سن و سال مهم نيست مهم عشق صفا صميمته
ما بدبختهام بايد هي مثل خر بريم تو اين هوا مدرسه بعد هي اين مدير از ما پول ميگيره يه کولر نميخره ما خنک شيم مرده شورشو ببرن کوفتو بگيره بعد اين مدرسه ما اين روزها خيلي در و تخته داشت و اينها الان واقعا دن ما رو سرويس کرد نمونه اش اينها
1-ما مثل خر سرمون ميندازيم پاين ميريم بيرون
2-پسرهاي جوات هم که قوربونشون برم نازشونه بخورم تو حياط مدرسه ما فوتبال بازي ميکنن و کلي چشم هاشون و که اونم بخورم ميچرونن و به ما متلک ميپرونن مثلا يه بار به من گفتن خانوم خوشگله و اينا و من از خوشحالي ذوق مرگ شدم (همه رو برق ميگيره ما رو چراغ نفتي)
3-کارگر مدرسه ي ما که اسمش رضاس از اين موبايل ها touch screenداره تازه از اين Blue tooth هام داره که نور پردازي آبي ميده منم يه دل نه صد دل لاو ميترکونم واسش
4-از يخچال مدرسه اب ميوه و بستني کش رفتيم و مونا جون رفت دفتر و صبحانه معلما رو خورد و يه گوجه ام کش رفت ......
5-نزديکه بچه ها با bf هاشون تو مدرسه قرار بذارن چون هيچکي به هيچکي نيس
6-کلا ريديم تو اين مدرسه
بريم سراغ اون کافه گلاسه معروف با اون کافي شاپهاي معرکه اش:D
رو درش زده : شهر در امن و امن است دزدان همه رفتند آسوده بخوابید ...آره واسه همین همه اونجا آسوده میخوابن (چه ایهام عظیمی داشت) بسه دیگه پررو نشین نیشتونم ببندین بی ادبا
ما امسال کنکور داریم
و بسیار پرتلاش به سوی موفقیت پیاده روی میکنیم و همه امیدوارن ما گاودار شویم که بتونیم این بچه ها را تیمار کنیم و جنونشان را درمان نماییم یا کشاورز شویم و به چرخه صنعتی کشور کمک کرده و ان را بچرخانیم و ما داریم از خنده کری میترکیم و واقعا امیدواریم که کشور ایران با دست پر تلاش من و یلدا به سامان و ساسان و بهروز و نسرین و نرگس اینها برسد
اه خسته شدم حس شوخیم نمیاد اصا فقط برای دل یلدا آپ کردم جان سارا اگه دروغ بگم تازه فهمیدم بعضی از مردم چه دهت لقنو وفقط ادعاشونه اه ریدم تو هیکلشون
جدیدا این جوجو ها رو سگ سیو گاز بیته(یعنی سگ سیاه گازشو گرفت)نمیدونم چه مرگشونه واسه ما ناز میکنن
هرکی نظر بده یعنی اصا خر نیس و خیلی میفهمه و خوشتیپه و جذبه داره هرکی نظر نده الهی زگیل بزنه یه جاش(به جان سارا خیلی فکرتو خرابه ها)حال چراغ علی خوبه سلام میرسونه الهی بخورمش ...
جدیدا عروسی بودم و یه دفعه بدجور دل خواست عروس شم بد شد که شوهر پیدا نمیشه ...
طبق معمول جیش به روی بوش و بوس و لالا
حالا بيا اينجا بيا اينجا بيا اينجا اونجا نه
حالا بيا اينجا بيا اينجا بيا اينجا اونجا نه
حالا بيا اينجا بيا اينجا بيا اينجا اونجا نه
حالا بيا اينجا بيا اينجا بيا اينجا اونجا نه
دست بزنيد و شادی کنيد امشب شب تولد!باخره ۱۸ ساله شدم!بلاخره اين سن چيز ۱۷ رو پشت سر گذاشتم!و الان در اونجا و اينجا نه عروسی بسيار است! و بلاخره بعد يه ماه جوجو رو ميبينم و بلاخره به سن قانونی رسيدم و قرار با غضنفر فرار کنيم و برويم ترکيه و من اونجا نه اينجا خواننده بشم و اين خيلی حالش خوبه!
و همينطوری به خاطر اينکه جوجو رو ميببنم خوشحالم برا خودم و اصا نميدونم چی ميگم ولی همش ميترسم بعد از اينهمه زندگی با عزت اماکن بياد ما رو جمع کنه.من که همونجا فرار ميکنم يا جوجو رو گروگان ميگيرم مثلا ما رو بگيرن(زبون غضنفر لال بميره !):
اقا اماکن:شما چه نسبتی با هم دارين؟
من:نسبت خاصی نداريم

جوجو:پسر دايی دختر دايی هستيم!
(احتمالا منظورش همون پسر دايی دختر عمه بود!
)
اقاهه:خب الان شماره خونتون ميدين پدر مادرتون بيان تکليفتون معلوم کنن.مملکت که جای اين ...
من:نههههههههه
.ما خودمون به خدا به سن تکليف رسيديم.ديگه ام با شلوارک نميريم تو کوچه به خدا!
اصا نميخواما خودمو الان ميکشم
جوجو:جناب اشتباه شده.ما اهل اون کارا نيستيم
اقاهه:پس اهل چه کارا هستين؟شما که کم مونده بود لااله الا الله
.زود باشين وقت ما رو نگيرين.خانوم شما هم موتو بزار تو
من:ميزنمتا!

جوجو(با صدای اروم):ااااا چی ميگی؟
ميخوای وضع بدتر کنی اصلا همش تقصير تو ديگه چن بار گفتم ....
من:ااااااا اصلا هم نميخوام
.از همون اولشم ميدونستم تو gfگرفتی
.واقعا که ...
جوجو:
اقاهه:خانم شما که نسبت خاصی نداشتين!؟
من:حالا هم ندارم
.عييييش.ميزنمتا!

اقاهه:مجبورم از راه های ديگه ای وارد شم.با اين جماعت بی سر و پا اينطوری نبايد برخورد کرد.اسلام به....


من:هووووووووووف سخنرانيشو بخورم.شام نخورم
جوجو:جناب ديگه تکرار نميشه
.شما اين يه دفعه رو ببخشيد.قول ميديم ديگه اصا به هم نگاه هم ننندازيم
من:اره قول ميده!

اقاهه:نخير نميشه شما بايد به عقد هم در بياين!
سرباز اقا رو صدا کن کار داريم!

جوجو:




من:
(اخ جون روز تولدم عروس ميشم!
)
من(زير لبی):جوجو شما خونتون هنوز پله داره؟
جوجو(در حالی که داره خار مادر اقاهه رو یکی ميکنه!):ببين چه گندی زدی نخير نداره کوفت داره ميخوای؟
من:نداره ؟
ديگه نداره؟پله نداره؟اه خدای من
.پس منم زنت نميشم
.حاج اقا من طلاقمو ميخوام.مهرمو بده يالا
.اينقدر گفتيم آريا و مجتمع ياس که اخرش اومدن جل و پلاس اريا رو جمع کردن و الان ديگه خبری از کافی نت نيست اون تو!اون تو نه اونجاش!
من اصولا و اساسا و کلا اين پيکان جوانان رو بخورم شام نخورم .من و عاتی که کلاس زبانمون ساعت ۷:۴۵ غروب تموم ميشه هميشه عادتمون مياستيم سر باغ فردوس و ميچتيم!يعنی حرف ميزنيم.اوووووف از اون ساعت اين پيکان ها يه دفعه زياد ميشن همه شونم توش نورپردازی ابی شده
.الان يکی از برنامه های اينده من به محض اينکه پول دستم اومد اينه که يکی از اين پيکان ها بخرم بعد سپرشو بيارم پايين يه بوق گاوی هم ميزارم
.بعد با عاتی ميريم پسر بلند ميکنيم
!بعد عم تموم ريش سيبيلاشونو با موچين ميکنيم!
بعدم تو روزنامه ها اسممون مينويسن کلی مشهور ميشيم گروه اسی خفن (يلدا)
و عشرت لب قلوه ای(عاتی)!
فافا اون دفعه برام يه داستانی رو روايت کرد:
کافی شاپ B_Yمجتمع ياس
دختری و پسری روی صندلی کنار هم نشسته اند و دستهايشان در دست هم قرار دارا ميباشد
پسره:دستات هميشه گرمه گرمای دستات منو ياد خورشيد ميندازه عزيزم
دختره:وای مرسی هانی
(همون عسل)بعد با خودش فکر ميکنه خورشيد ديگه کدوم ج خانميه!
پسره حالا دستاش انداخته دور گردن دختره و داره حرف ميزنه
پسره:ميدونی نميخوام غلو کنم اما واقعا تو با بقيه فرق داری.يه خانم کاملی
(البته دختره هنوز اونوطری خانم نشده بود به لطف پسره قرا ر بود
...)
دختره:تو هم همينطور البته يه مرد کامل.احساس ميکنم ميدونی خب ..ميدونی...سخته گفتنش
پسره:نه گلم بگو
دختره:احساس ميکنم ميتونم بهت تکيه کنم.

پسره حالا اومده نزديک تر البته برای اينکه دختره بهش تکيه کنه!
دستاشو ميبوسه ...
پسره:عزيزم اجازه ميدی ببوسمت؟
دختره که داره از ترس ميميره که نکنه حامله بشه

ميگه
وای عزيزم خطر نداره؟
پسره:تو عشق بايد خطر کرد!
دختره که حاا کاملا مدهوش شده خودش اول پيش قدم ميشه!
حالا پسره دستش يه جاييه که اصولا عروسی برگزار ميشه!!!!(به من چه!!!!)
پسره :عزيزم اينجا خيلی خفه اس ادم نميتونه کاری کنه خجالت ميکشه(احتمالا قرار بود بچه دار شن تو کافی شاپ)بريم خونه امير اينا.خاليه!


دختره:اما..
پسره:عزيزم به من اعتماد نداری؟خب هر جور که راحتی اصرار نميکنم .اما بدون تو عشق بايد يه جاهايی خطر کرد
دختره:نازنينم من ميدونم تو تو عشق پاکبازی
.زنگ نميزنی به امير خبر بدی؟
بله و اين بود و اين داستان سر دراز دارد!
بعد يه چيز که از اول قرار بود بگم.عرفان و آرش منو واقعا شرمنده پيچ کردن.اين دو نام برده مدتی پيش مشکوک وزيتی بودند و هر چی من از اونها سوال ميکردم جوابهای فضايی ميدادند تا اينکه ما رفتيم وبلاگ عرفان و از همه جا بی خبر بوده ايم است که ديده است من اينها رفتن برای تولد من اينجا رو درست کردن اونم از اول تير!!!!!و من تازه با خبر شده بودم!
خلاصه کلی خوشحالی وجودمان را گرفت و غضنفر غيرتی گشت!کلا ما خيلی مخلص دوستان بامرام خود ميباشيم است!
و اما فافا.فافا از بس اين ورق های کتابهای درسی را خورده است در حال کما ميباشد است و من هم نگرانش نميباشم
است به خاطر اينکه او از اين خوردن ها قبلا کرده است و ما با هم چيزهای بسيار ی خورده ايم است.و هنوز هم دهانمان وضع هميشگی خود را دادار قرار ميدارد و ما مسرور هستيم کلا!
تا امريکن پايی ديگر جيش بوس لالا
2:55 p.m
سلام گل به تو اي گل نشونم سلام از توا يار مهربونم !دست دست دست دست
.ما دوباره پيدا امده ايم.و همينطور براي خودمان خوشحاليم
.اين فافا هم ...ما را اورده
از بس در غم و غصه نشسته است البته لوه لاقالي را مي گويد آنجايت سياه است
!بلاخره درد عشق و اينا دهن ادم را سرويس ميكند و ما جانثاران اين راه به شدت دهنمان همچنان وضع هميشگي خود را دارا ميابشدو ما خوشحال هستيم و اينا!اصلا هم دلم براي مدرسه تنگيده نشده.
فقط دلمان براي جوجو تنگيده.
عاتي كه هر وقت جوجو انلاين است هوس چتيدن با علي را ميكند و ا زانجايي كه او علي را تحويل چيز هم نمگيرد
خب ان بيچاره هم انگيزه اي ندارد ان شود.!از قديم گفته اند المحاسن الزينت الرجل!كه در مورد عاتي اين صدق ميكند الغرور الزينت اعاتي! 
و در اين اوضاع احوال مالي كه به شدت سرويس هستيم اين هم براي خودش خوشحالي بس بزرگ است كه ما در پوست خود اصا جا نميوشيم
بعد اين که امسال تابستون ما به شدتدقرنطينه هستيم تازه پول تل هم که بيايد نور بالای نور است!
و ما طبق معمول به فکر اينده خودمان هستيم که مثل دل شيطان سياه است!
و مشت محکمی بر دهان و انجای حساس امريکا استکبار جهانی وارد نمود
و خار مادر مکزيک و پرتغال و انگولا را چيز کرد!
ما را جو فوتبالی گرفت که به شدت به اين موضوع مرتبت ميباشد چت زير نمونه ای از جو گيری ميباشد
من:جوجو اه ديشب بازی برزيل و ارژانتين ديدی؟buzZ
من:عجب بازی بود

جوجو:چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي؟؟؟؟


من:ها باز گند زدم!
جوجو:خواب ديدی؟
من:مگه همگروه نيستن!

جوجو:
چن پی ام بعدی
جوجو:برزيل نتيجه گراست.فقط نتيجه ميگيره
من:نخيرم اشتباه نکن
اتفاقا خيلی تکنيکی رفتار ميکنه!
جوجو:
3 . به دختر خاله مان گفته بوديم برايمان cD untivirus و چن تا بازی تووووپ بياورد
.سشنبه ميرويم خونه ی مادرجونم كه او هم ميايد.بچه ی خواهرش هم كه يك پسر ۹ ساله است كه به شكر خدا همين روزها منفجر ميشود
هم همراهش مياورد.در ورود به خانه توسط همين پسر با جا دستمالی چوبی مورد ضرب قرار ميگيريم
و از ناحيه گردن و استخون پشت كاملا سرويس ميشويم
و در حالی كه در حال بيهوش شدن از اين ضربه ی ناگهانی هستيم رو به دختر خاله امان مگويمم اشكال نداره بچه اس
(دلم ميخواست همون موقع يكی بزنم تو اون شكمش بشكه
۲۲۰)و در نهايت ان شب چند بار ديگر هم كتك ميخوريم به اميد تصاحب سيدی ها
!!برای بامزه بودن داستان.در حين ديدين بازی استراليا و ايتاليا هم از صحبت های كارشناسانه ی اين شخص تخم..
همينطور خوشحال ميوشيم و از فوتبال چيزی نميفهميم
!و به خواست خدا فردا هم كه داريم مياييم خونه به لطف بشكه ۲۲۰ و گريه زاری های وی هيچ خبری از سيدی بازی و انتی ويروس نيست!
۴ . دست دست دست
دست دست دست
دست دست دست
دست دست دست
دست دست دست
دست دست دست
۵ .برای اين دفعه بسته ديگه بای باي
فافا من منتظرم بيا ديگه!تا ۲۵ كه يه اپ رسمی كنيم باي
بايد سلام كنم؟اينطوري خيال نميكني ميخوام تحويلت بگيرم؟اخه من نميخوام تو يكي تحويل بگيرم پس اون نيشتو ببند!ها؟خوددرگيرم؟ دلم ميخواد!خب حالا بي خيال خوبي؟چه خبر؟...خب الان دقيقا از كي ما اينجا نمينويسيم؟هه خيلي وقت(واقعا چه دقيق!)اكي اكي غضنفر جون مهلت بده ميگم(الهي من قربون اون دماغ درات بشم بچه ام از هر چي دو برابرشو داره!)من الان يلدام يعني چي؟يعني اينكه فردا قراره كوكب باشم پس فردام صغري بعد همينطوري عوض شم!ببند اون نيشتو اينطوري نخند ديگه امنيت مردم در خطر ميفته!غضنفر جون برو اونورتر بشين ور دلم نشستي كه چي بشه باز گير شدي ها!ميزنم اون فك و دهنتو ميارم پايينا1..چي ميگفتم؟اها خيلي وقته اپ نكرديم اون دفعه بودم خونه فافا اينا بعد كلي خنديديم يه پست با هم نوشتيم اينقدر باحال بود بعد هيچي ديگه اكانت نداشتيم آپ كنيم ريخت رو ديسكت اوردم خونه فونتش قاطي كرد نشد ديگه هيچي شد!بعد من الان با خودم گفتم بيام بتايپم نه كه خيلي وقته نميام اينا بعد چي ديگه؟اها مدرسه ها هم بلاخره تعطيل شد.مام كارنامه رو گرفتيم و بچه ها خوشحال!و الان خونه و كوچه رو با نمره هامون چراغوني كرديك بقيه اش هم قراره بديم به اداره برق.امسال اصا موقع خداحافظي از بچه ها نه همشون احساس نكردم كه دلم براشون تنگ ميشه يعني خيلي عادي با اين مساله برخورد كردم.من نميدونم واقعا اين پسرا چه انگيزه اي دارن اينقد خودشيريني ميكنن كمبود عاطي دارن چي دارن حالشون خوبه؟خوشحالن برا خودشون؟اين تي شرتا هست ميپوشن عكس شادمهر داره اين منو ديوونه كرده .يعني منو از خواب و خوراك انداخته فقط به اين تي شرتا فك ميكنم و اه ميكشم(چرا نمي خرم؟اه خره مگه نميدوني قشنگي عشق به دوري از ياره؟!)
اخرش از اون مرسه صاحب مرده راحت شديم .واقعا چجوري سه سال اونجا ما دووم اوورديم مدرسه نبود كه زندان اوين بود ولي خداييش دلم برا دستشوي هاش تنگ ميشه!خلاصه اينه صدراعظم و بربچ ديگه دودر كرديم خدا رو شكر!اما ديگه اريا رفتن و كافي نت رفتن تموم شد و بچه ها همه امسال كنكورين!ديگه شيركش بستن و بچه ها اواره شدن!جوجو هم گفته تا 25 كه تولد اينجانب خانم خوشگله(اون پسره گفتا)هست از ميتينگ خبري نيست و ما هم در راه كم نياوردن و اينا اكي رو گفتيم!بعد اينكه من بايد به جوجو بگم يه روز بريم كافي شاپ مث اين bf ،gf ها بعد از اين چيزا سفارش بديم من هي جوجو شمعو خاموش كنه هي روشن كنه اگه هم شمع نداشت رو ميز ميگيم بيارن ميگم اين كافي شاپا راني هلو ندارن نه؟ميگم من به مامانم بگم از خونه لوبيا پلو درست كنه بريم كافي شاپ بخوريم يا مثل اين زن و شوهرا بريم پارك قدم بزنيم!ها اينم خوبه!فقط بايد پارك كسي نباشه تعطيل نميكنن نه؟ها؟اين جوجو خيلي بامزه اس هي بامزه بازي در مياره!
بعد اينكه عاطي وفانيز هنوز با هم خوب نشدن و در قهر به سر ميبرن البته من هر دو تاشونو ميشناسم يه ادماي چس كلاسي هستن(عاطي خوبي؟)بعد اينكه سارا به طور وحشتناكي خر زد كل امتحانا رو فيزيك كه همه ناپلئوني قبول شدن اون پليد شد 17/5.واقعا بعضي ها عجب انسانهايي هستند.من اينو ميبينم ديگه.ميدونم چي كارش كنم دختره چشم سبز!
بعد اين اسگل و بربچ در غياب فانيز هم به عاطي گير ميدن و تيكه ميپرونن ايندفعه به عاطي بگم بريم پيف پاف بزنيم تو چشششون!كور شن بدچشما!بعد الان عاطي تريپ بچه بسيجي (موكج بميره برات عاطي)و اينا و واسه كارش البته شب و روز بيست و چخاار ساعته فازدار انلاين و ما لقب ياهو هلپر بهش داديم از همين جا فانيز هم كه 24 ساعت ايديش روشنه خودش معلوم نيست كجا واسه خودش خوشحاله!
چقدر من دلم ميخواست پسر بودم با اين جوجو اينا ميرفتيم اصفهان.اه بد شد كه!اا بعد اين فافا در طول امتحانات كلي روابط اجتماعيشو قوي كرد و اينا و ماچ و اي لاو يو جيگر بازي.اه اين كيبوردم خاب شده نميدونم چشه لامسب اعصاب واسه من نذاشته كثافت!من ميخوام پسر باشم پسر پسر مث غضنفر. ولي خداييش اين هيكل پسرا خيلي قناصه(درست نوشتم؟)اصلا يه جوريه.دختر بودن خوشگل تره
اما اينكه نتوني بري اصفهان ميرينه تو حالت واقعا.اما اينكه نميتوني بري تو كوچه فوتبال با بچه ها اين گه ميزنه تو حالت اما اينكه نتوني مث ادم از زندگيت لذت ببري اين سرويست ميكنه مام كه 24 ساعته به لطف والدين گرامي سرويسيم.از الان شروع كردن سر كامپيوتر نشين كانكت نشو بيرون چرا ميري بشين خونه درس داري.چقدر با تل حرف ميزني هووووووووووووووف اعصاب نداشتن برا من!باز ميگن دخترا چرا فراري ميشن!باز ميگن چرا معتاد ميشن باز ميگن..اه اصلا همه اش تقصير اين احمدي نژاد اي احمدي نژاد چي بگم بهت كه ريدي تو حالمون كه خدا هم ....نه كه الان داريم اين كالكشن اي جوجو رو گوش ميديم بعد اين اهنگاش همه شاد و قري و ايناس حامون گرفته شده .اين داريوشم عجب صداي داره نامرد!خب ديگه به دليي شرايط روحي از ادامه اين ياداداشت معذوريم..باي باي
پ.ن:من خيلي مريضم اما هيشكي متوجه نميشه.فك كنم بايد بميرم تا حاليشون بشه!
پ.ن2:دنبال يه دكتر خوب ميگردم براي عمل تغيير جنسيت.اگه نبود يه غسال هم بهم معرفي كني لطف ميكني عزيزيم
پ.ن3: من نيمدونم با اين نمره هاي خوشگل و منور مامان اينا با چه اميدي هنوز ميخوان من دكتر بشم!
من:جوجو؟؟؟؟؟
جوجو:بله؟
من:نه بگو جانم
جوجو:جان؟
من:جوجو ۲۵ ديرههههههههههههههههه
جوجو:نخير.باز اری ز ميزنيا!؟
من:اه اصلا هم نميخوام لوووس
خيلی عشقولانه
من:جوجو جونم؟
جوجو:جانم؟
من:
جوجو:
جوجو:اه کاش الان.....(سانسور شد!)
من:آره کاش الان.......(بازم سانسور شد)
-------------------------------------------------------چند دفه بعد
من:اااااااااااا نه بابا.باشه جواب نده سرت گرمه ديگه برو با..
جوجو:بابا من جواب ميدم سرعت پايينه!
من:هااااااا نخيرم من ميدونم توgfگرفتی!
جوجو:ای خدااااااااااااااااااااااا
--------------------------------------------------
من:جوجو؟
جوجو:بله؟
من:(اه باز نگفت جان
)ميگم شما چقدر پولدارين؟؟؟
جوجو:چی؟منظورت چيه؟؟؟؟؟؟

من:هاااا باز مگه حرف بد زدم؟؟؟
جوجو:ما کجا پولداريم؟؟؟؟؟
من:اخ خونه تون از اون پله های گنده داشت!
جوجو:
اينا چند تا از نمونه چتای من با جوجو بود!
سكانس داخلي روز_مجتمع ياس_كافي نت آريا
دختر با ناراحتي در كافي نت را محكم به هم ميكوبد پسره با خنده مياد بيرون
+اه خيلي لوسي همش بايد مسخر ام كني؟
-بابا من شوخي كردم كه ناراحت بشي
+
ـ آره والا
+
شب عيد قشنگه.شب عيد بوي سنبل ميده.شب عيد و سفره هفت سين و ماهي قرمزهاي كوچولو آدمو سر شوق مياره..شب عيد بايد تا صبح برقصي..شب عيد...شب عيد...شاشيدم تو شب عيد با اون نت ورك شلوغش!
*****
-ما از صدا و سيما به شدت مچكريم كه هر روز صبح فيتيله جمعه تعطيله ميده و روي مخ ما فوتبال بازي ميكنه بلاخره بايد اين زندگي يكنواخت از اين يكنواختي به صورت يكنواخت در بياد يا نه؟كلا ما مخلص همه بربچ هاي ناطق نوري اينا هستيم اسيدي!
-من هنوز دقيقا نفهميدم موبايل اقاي دكتر فيلم خيلي دور خيلي نزديك تو كوير چطور عين باقلوا انتن ميداد!
-ما كاملا از اين عيد داريم به نحو احسن استفاده ميكنيم از 24 ساعت شبانه روز 12 ساعت خوابيده ايم و بقيه 12 ساعت را پشت كامپيوتر در حال تايپيدن هستيم اين وسط اگر خسته شويم چند ساعت از 12 ساعت خوابيدنمان را فيلم ميبينيم.جديدا هم رفته ايم در كار شناسايي پسته ها.يعني اين كار خيلي علميه پسته ها رو از وسط نصف ميكنيم و ميخوريم تا ببينيم واقعا پسته بودن و سر بابامونو كلاه نذاشته اند!
درس هم كه خب الان كه زوده تازه مدرسه تعطيل شده!
!-ما كاملا خوشحال هستيم كه اين ساعت ها را يك ساعت عقب نبرده اند و دهن ما سرويس ميگردد كه صبح ها از خواب پا شويم!كلا بابايمان هم خوشحال است!ما قول ميدهيم برويم تظاهرات و يك مشت بر دهان آمريكايي ها و اسرائيل و دانمارك وانگليس استكبار جهاني بكوبيم و به شدت راه را بپيماييم و جلوي دوربين انگشتمان را vنكنيم ما قول ميدهيم به احمدي نژاد راي بدهيم ما از اين دولت حمايت ميكنيم انرژي هسته اي حق مسلم ماست..
-به شدت نگرانيم!خواب و خوراك نداريم!تمام زندگيم به هم ريخته!10 كيلولاغر شده ايم هي ميشينيم و كتاب هاي صادق هدايت ميخوانيم و اشك ميريزيم در پي علت زندگي كردن خود هستيم همه جا سياه و سرد است بغل هم نميخواهيم !همه جا دنبالش ميگرديم!اين چه دنياييه اخه!ريدن !ردر اين دنيا!ديگر فكر هم نميكنيم پس نيستيم به پوچي رسيده ايم
اين دفعه ديگه براي آخرين بار
-اقا ببخشيد كرانچي دارين؟
آره دخترم بيرون هس بردار!
زندگي زيبا ميشود!
پ.ن:من شديدا اينجا با اون يكي فرق دارم!
پ.ن2:بي نهايت دلم ميخواد يه بستني قيفي رو بكوبم تو صورتت شايد يه ذره شيرين شدي!
يلدا
سلام بعد از مدتها اومدم که به روز شيم عين عيد
من فافا هستم اينجا بابل ست پايگاه اينترنتي امريکن پاي با رياست يلدا و فافا
اين يلداي گيره سه پيچ دهن منو آسفالت کرد که بورو اين وبلاگ و آپ کن ما هم سر به فرمان دوست سر فرو آورديم
اين يلدا و من فعلا تو قرنتينه هستيم و ممنوع الورود به نت هستيم (ما رو ببين تو رو خدا بر عکس مردم همه ممنوع الخروجن
ما ممنوع الوروديم)آخه ددي و اينا نگران درسمونن گفتن بايد حتما فضانورد شين
ما تصميم گرفتيم اينجا در مورده همه چي بگيم زين پس
ما که مدرسه رو آف کرديم اين امپراتور هاي مدرسه تا 25ام برامون امتحان گذاشتن کلي هم تهديد کردن -0-ميذاريم براتون
اما ما مدرسه نرفتيم که خود بخود اينا سوخت اين دماغاشون و کلي حال کرديم و اينا ...هااااا
اين پسرهاي عضو گروه آسپرين طرفهاي مدرسه ما فعلا تو تعطيلاتن البته فکر نکنم دلشون بياد دخترها بدون آسپرين بمونن
احتمالا زود از تعطيلات بر ميگردن.وااااااااي لباس عيدي هاشون ديدن داره يکي از همين آسپرين ها خودشو با خروس اشتباه گرفته فقط کافييه
قوقولي قوقول کنه مواش(مواش نه موهاش)عين خروس يا همون تِلاي خونه بابازگ ايناست
اين 85 ام داره مياد و کلي بيزي هستيم.بَه امسال سال سگِ خدا کنه عين سگ بهمون وفا کنه بگين آمين(يلدا خانوم غيرتي نشه و بد نگيره)افرين
کلي سر سال تحويل التماس دعا دارم از طرف رفقا نه که من خيلي دلم پاکه دبير ادبيات و دين و رندگي ومائده و محدثه و
آنجلينا(اسمش فرشته است لبش شبيه انجلينا جوليه)و روجا و مشتقاتش (روجا هم ميمون منه که تازگي ها پيداش کردم )دوستت دارم روجا بوووس بوووس
شما هام اگه التماس دعايين بگين من دعاتون کنم
اخبار امروز گفت سنجد نشانه عشقه پس تا ماتونيد سنجد بذاريد که کلي 85 لاو بترکونيد و پر از عشق صفا صميميت شينبه قول خودم با لهجه اوا خواهري "اي بابا"بَــــــه
اين يلدا هم پشت سر من حرف زد گفت من از بس درس مي خونم تو کمام عزيزان دل من نگران نباشن من سالمم به کوري چشم يلدا
سال خوبي داشته باشيد تعطيلات خوش بگذره
به به سلام به به عليك به به خوش اوديم بعد از اين همه مدت هاي مديد(همون مدت طولاني)من و خودم دوباره پيدا شده ايم فافا هم در اثر خوردن كتابهاي درسي به شدت در كما است و در حال مرگ ميباشد گويا به مريضي اچ خ وي دچار شده(ويروس نقص ايمني خرخوني بدن؟) و ما به شدت نگرانش هستيم كه مبادا فوت كند و همين طوري داريم غصه ميخوريم و اصلا نميتوانيم درس بخوانيم! و تمام ملت نگران ما هستند و ما هم خيلي خوشمان ميايد يه ذره ملت سر كار باشند!به ما چه كه مردم بيكار هستند ما خودمان از همه بيكارتر هستيم اصلا هاااااااااااااااااااااااااااااا!
ما به طرز فجيعي از برره و شب هاي برره بدمان ميايد و هر كسي كه بيد ميگويد ما ميكوفيم در دهانش.همه را به نديدن اين برنامه چرت دعوت ميكنيم و كساني را كه هر شب وقت گرانبهاي خود را سر اين برنامه بيخود تلف ميكنند بسيارررررر نصيحت ميكنيم .....
چند هفته بعد.. در مدرسه.سكانس داخلي.روز.ححياط مدرسه
_شير فرهاد نوروووووووووووووو منو تنها نوزار! اين من بودم اينجاست كه كل ملت من را اونطوري نگاه ميكنند و متعجب زده ميشموند و من هم تنها با لبخندي شيطاني ميگويم:خوب بيد؟
تولد عاطفه بود و كل مدرسه فهميدند كه اين .. ميخواهد تولد بگيرد و چه طور و چيا و اينا و قاطي پاتي و اينا و اكس پارتي و فاز و حال. جمعه ما به تولد دوشيزه ميرويم و بروبچ را ميبينيم و نگاهمان همينطور ببخشيد نگاه من نه نگاه اون دوستم همينطور در پي ذكور ميگردد و كو ذكور؟دكور پر تنها مذكر مجلس پسر خاله 2/5 ساله دوشيزه عاتي است! و ما همينطور چشمام گرد ميشود و مشعوف ميشويم از اين همه قاطي و اينا. و دلمان ميخواهد عاتي يه دفعه سوار يكي از اين هواپيماهي ارتشي شود كه هر دفعه محض خنده فقط سقوط ميكنند و ما هم يه ذره بخنديم.
سر كلاس بينش نشسته ايم و خبر مرگمان داريم امتحان ميدهيم صدای اهنگ تكنو ايتس بوس ميايد با خودمان ميگوييم حتما امريكا حمله كرده با اعظم مشورت مينماييم(خيال بد نكينين اصلا ما تقلب بلد نيستيم)و برای رسيدن به يك نتيجه مشترك از پنجره توی حياط را سرك ميكشيم ميبينيم كه يك ملت وايستاده اند و زنگ ورزش است و شيوا هم ان بالا دارد حركات كششی ميرود (با ان اهنگ)و خانم ناظم جيگر هم با لبخند نظاره گر اين تكنولوژی جديد است و بسيار لذت ميبرد و ما با خودمان ميگوييم خدايا به ما صبری عطا بفرما!
. باران ميايد و ما در كلاس هستيم و منتظريم كه اون مرده با اسبش بياد باران شديدتر ميشود سقف كلاس در حال سوراخ شدن است و به كلي سرويس شده است ما همين طوري منتظر اون اقاهه هستيم اما نميايد اسمون فرمز ميشود پرده را كنار ميزنيم كه بچز ببيننند و هواسشان پرت شود دبير فيزيك از اه و اوه بچه ها قاطي كرده اوني كه..(ميخواست بگويد اوني كه اونجا نشسته پرده رو بكشه) بله ميگويد:اوني كه.. يكي از ته كلاس داد ميزند اوني كه مدعي بود عاشقته! و كلاس منفجر ميشود فقط نميدانيم چرا دبير فقط به من ميگويد زهر مار! و من خفه خون ميگيرم به بچه كه رو بدهي از سر و كولت بالا ميرود خب!
يكي از بروبچز كه ما او را بسيار اي لاو يو ميباشيم ميگويد: بروبچز كلاسشان كلاس را به دو قسمت بالا برره و پايين برره تقسيم نموده اند. و اين دوست ما هم فته بالاي عكس امام خميني اينا نوشته:حسينيه برره! بله چقدر جالب واقعا ما از اين همه ذوق در حال تركيدن هستيم بسيار و شديد و اسيدي!
دوشيزه مريم باكره بابل خبر رسيده گويا حامله هستند و كودكي را در درون مقدسشان پرورش ميدهند و ما كه اشك توي چشمانمان جمع شده ميگوييم چند ماه ميشنويم 3 ماه و جالب توجه است كه اصلا انگار قصد كورتاژ هم ندارد مدتي هم در مدرسه ميدويد تا بچه ها بفهمند كه از بچه و اينا خبري نيست حالا ما كه ننميدانيم فعلا ما در شوك انافيلاكسي هستيم و مدتي همينطور اسيدي و تعجب و من بميرم و چه احساس مادرانه ا فقط يه چيزي از يابنده باباي اين جنين جيگولي تقاضا ميشود دهنش را سرويس كرده و او را تحويل دهيد.
خيلي زياد شد پست اين دفعه را با اين شعر تمام ميكنيم برايمان دغا كنيد كه از امتحانات بيرون بياييم همون سربلند و پاكوتاه و اينا ديگه.
نگاهم با نگاهت كرد برخورد نميداني چقد حالم بهم خورد
ديش بوسسسسسسسس لالا عشل(براي گوگولي جوجوي خودم) باباي
سلام من که اصلا حوصله ندارم
فقط وظيفه حکم کرد که بيام و بگم خبر های اون خراب شدرو
ما فهميديم که بعضی از ادما چقدر زير اب زن ميباشند البته هنوز ان بعضی ها را پيدا نکر ده ايم و تازه اگر هم پيدا ميکرديم به شما چه؟به نظر من انها زير اب زنی ميکنند چون:۱ـماهيان در خاک ميميرند ۲ـزير آبزنی شغل انهاست و از اين راه پول در مياورند ۳ـاز اين کار لذت ميبرند ۴ـيکمی تنشان ميخوارد
واقعا که ما يه زنگ مهارتهای زندگی داريم که مثلا يه چيزی ياد بگيريم فردا پس فردا که از اونا و اينا يه چيزی بلد باشيم ان وقت ميايند زنگ ما را ميدهند به زمين شناسی اه اه عييييييييييييييييييييييييييش .اون دفه هم که ورزش داشتيم دبير بهداشت ميايد کلاس ما و در نهايت زيبايی دهان ما را سرويس نمود و ما چاکرش هم هستيم
از انجايی که ما فهميديم امسال ۷۰۰۰۰۰تومان دادند تا مدرسه را رنگ بزنند الان که ما ديوارها را ميبينيم پر است از اثار بسيار ای لاو يو مانند دانش اموزان و جای کفش و ما هم ته دلمان خنک ميشود که اينطوری شد
مثلا قرار بود که امسال مدرسه ها پول نگيرند جلسه ميگزارند که دانش اموزان پول بياورند ان هم ۱۵۰۰۰تومان وجه رايج مملکت که ما ميتوانيم ۱۵ ساعت با ان برويم کافی نت و کارهای فرهنگی انجام دهيم اصلا چه معنی دارد وقتی رييس جمهور گفته پول ندهيم ما بدهيم اصلا اگر هم بخواهيم بدهيم ديگر غلط ميکنيم که بدهيم ما که نميتوانيم روی حرف مرد اول مملکت حرف بزنيم اصلا اصرار هم نکنيد که چاکرتم و اينا نميشود
وااااااااای يادم رفت بگويم ما اين هفته ۴ ساعت فيزيک را بيکار بوديم زيرا دبير فيزيکمان نيامد چه معلم های با شعوری داريم واقعا من خانم ش را ای لاو يو هستم تو چطور؟و بدين ترتيب امتحان فيزيک نيز خود به خود می افتد برای ۴شنبه بعد البته اگر از دست دبيران گرامی دهنمان سالم بماند چشم امتحان فيزيک هم ميدهيم
ما نميدانيم امسال چه مرگمان شده است که اصلا نميتوانيم درس بخوانيم و کوفتمان گرفته است اصلا ما که نميدانيم چه مان است تو رو خدا اگر ميتوانيد کمکم بفرماييد
اين هفته فاميل بسيار جيگرمان را بسيار ملاقات فرموديم و با هم بسیار خنديديم.
اخ بميرم الهی برای فانيز.بيچاره کله اش شکسته است و الان شبيه بسيجيان از جان گذشته شده که هر لحظه حاضر است در راه وطن جانش را فدا کند
از انجايی که ما دانش اموزان بسيار با اخلاق و ايمانی هستيم و همينطور برای زنگ نماز دلتنگی مينماييم و از انجايی که کمی بد شانس هستيم و ريدن در شانس محترم ما همه يادشان ميرود که به کلاس ما خبر بدهند تا در برنامه ی پر شکوه ان شرکت بنماييم و ما هم که اصلا قادر به کنترل خود نيستيم از اين به بعد يک نفر را اجير مينماييم تا بيايد و ما رابا خبر بنمايد
تعدادی از بچه ها رفته اند يک چرندياتی پشت سر من در اورده اند که البته غلط بسيار نمودند و گه زيادی نيز خوردند (با عرض معذرت البته)و دستشان درد نوکنه!و بسيار ما را سر افراز نمودند البته ما شخص شخيص سخن چين را پيدا ننموده ايم تا از او تشکر بسيار بنماييم قابل توجه گوگولی ها باشد که اين انسان عزيز و جيگر نما از دوستان بنده ميباشد و البته اين موضوع يک چيز هايی را به ما فهماند و ما هم البته فرق گرگ و بره را از اونا شديم يعنی فهميديم
چند روز پيش که همين بحث حرف دراوردن مطرح شده بود ما به مدرسه که امديم هر چه صبر کرديم اعظم پيدايش نشد سر کاس تاريخ بوديم ديديم که با مريم دوان دوان وارد گشتند حالا ما میپرسيم چی شد او لال مونی گرفته است و حرف نميزند پس از کلی منت کشی ميگويد فائزه تصادف کرد و برديمش بيمارستان(ای بابا ريدن تو اين شانس ما)حالا منم اشکم در امده و در استانه گريه کردن بودم که گفت حالش خوب بود رفت خونه.زنگ بعدش هم خانم ش نيامد و ورزشداشتيم گفتيم اجازه بگيريم بريم خونه فائزه اينا و رفتيم .حالا فائز فکر ميکنيد با چی تصادف کرده بود؟ با موتور!
فقط يه چيزی اگر ميبينيد اين دفه زياد خوب ننوشتم يعنی بدتر از بقيه به خاطر اين است که دلمان خيلی پر از غم و غصه است .
جيش بوس(اگه دلتون خواست)لالا(خوب بخوابين)
سلــــــــام بعد از کلی دوری دوباره از مدرسه ی غفاف می نالیم که دیگر این فامیل هاپو بد دهن
مدرسه ی ما هم فعالانه میکارد و همین طور به جمعیت ذکور اضافه می شود و ما کلی به قیافه های معتاد بسیار با کلاس شان میخندیم
چندی پیش یکی از همین با کلاس های جوجه خروس با موتور به طرز فجیعی به ما زد و ما کلی دردمان آمد و پایمان کبود شد و دوستمان ملیکا کلی به آن رذل فحش داد البته بعدش مرا هم بی نصیب نگذاشت که جدی هواسمان نبود(به درس بود هواسم)
چند روزی است که باران همین جوری بر سرمان بی ادبی می کند اگر احیانا نقشه ایران را دیدید اگر به دریایی مازندران اضافه شد بدانید مدرسه صاحب مرده ما میباشد که ما وقتی مدرسه می رویم مایو میبریم که شنا کنیم .خوبی اش این است که ما هرروز نظافت میکیم که خدا پاکیزگان را دوست دارد .
یکی از بچه های مدرسه که به + بودن معروف است زمانی که به ابروهایش گیر دادن بیان کرد که "چرا به اونهایی که اکس پخش می کنن گیر نمیدین" و میخواستن او را از مدرسه اخراج کنن . که الکی میخواهد مدرسه عفاف را بد نام کند (الکی الکی اااااا)
امسال ماه رمضان معلم ها واقعا مرات دهان روزه ی ما را میکردند و اصلا ما هی می نالیدیم که امتحان بگیرید(به جان خودم بچه های کلاس ما اینجوریند) ولی انها میگفتند نمیشود اخبار گفته امتحان نگیرید ما فقط پرسش کلاسی کتبی میگیریم و ما نمره های درخشان زیادی کسب نمودیم که خانه و مدرسه را با آن روشن میکردیم
اتاق کامپیوتر مدرسه ما دکراسونش غوض شدو به اینترنت پر سرعت 1 به هم اجازه میدهد وارد سایت های متنوع درسی شوند و خوشحال باشند و بجه ها به خاطر علاقه شان به این چیزها ماشین سواری را به آن سایت ها ترجیح میدند البته ما پارسال با زیرکی دو تا آهنگ از اینترنت دانلود کردیم
ناظم ما به ناخن من گیر داد نمیتوانست به ابروهای من فلک زده گیر دهد به ناخن های من گیر میدهد .اااااااااه ه ه ه
دیگه خسته شدم امشب زیاد حس نمک پاشی ندارم .
جیش بوس لالا
, دهنش سیمان گرفته شود
خيلی وقت است که وقت نکرده ايم و اين وبلاگ کمی صاحب مرده اعصاب برای ما نذاشته اصلا هی ميخواهيم بياييم اپ ديت کنيم
(به قول يکی از اد ليستا که روی کلمه اپ ديت الرژی دارد
)به روز کنيم نميشود هی ميشينيم اهنگ داريوش گوش ميدهيم
و هی گوش ميدهيم و بازم گوش ميدهيم (اصولا کار خاصی نميکنيم)
اين مدرسه ما هم که شورش را مسخره کرده
اون از ان فاميلمان که اينجا را گذاشته و رفته پی کارش
و وقتی ما معروف شديم ميايد ميگويد عجب وب سايتی داريم
ای کوفت بگييرد او را. راستش حجم زياد خبرها به ما اجازه نميدهد از کجا شروع ببنماييم و اصلا نميدانيم بنماييم يا نه.
يکی دو هفته پيش ما امتحان رياضی داشتيم
و خيلی خوشحال که ۲۰ نشويم ۱۹ رو شاخش است
و از اين فکرای قشنگ قشنگ
.ما با ان زبان روزه سر جلسه نزديک بود غش بنماييم اخر اين چه سوالهايی است پدر من
؟اقای دبير محترم برداشته اند از مريخ سوال اورده اند البته نتيجه هم معلوم گشت و ما بسيار خنديديم
جوری که نزديک بود بالا بياوريم
عرضم به حضو.رتان که بالاترين نمره ی کلاس75/13بو
د و البته ما هم جز نمر های بالا بوديم!
امتحان شيمی هم که همه با هم ريديم توش!
(ببخشيد البته اما بايد ميگفتم تا بزرگی فاجعه رو بگيريد
) و خانم*ص* هم کمی قاط زد و گفت دفه بعد بايد با مامان بابا بياييد مدرسه و ما تصميم گرفته ايم از الان به انها بگوييم تا دفه بعد اماده باشند.
همين پريروز بود که ما حالمان بسيار بد بود
ولی نميدانيم چرا همه خيال ميکردند ما شکست عشقی خورده ايم
بابا عشقمان کجا بو
د(هووو غضنفر حالا نميخواد غيرتی بشی)بله در مدرسه برنامه داشتند .۲ نفر امدند و تعدادی ياهو يه و از اين صداها در اوردند کاراته کار بودند)
بعدشم که بهار امد و اسکيت بازی کرد و ما خيلی خوشمان امد اخر يه ذره شبيه رقص باله هم بود خلاصه شهر فرنگی بود و ما را کمی از ان حالت خلسه بيرون اورد.
اين کافی نت رفتن هم برای ما شده دردسر.اخه چرا دخترا اينطورين فوری نيمه خالی ليوان را نگاه ميکنند
مگر کافی نت رفتن بد است
؟ مگر شورا گناه کرده که نميتواند برود کافی نت

؟مگر کافی نت جيز است


؟ مگر(ای کوفت و مگر..)همين عاتی يه دفه پا شد با ما امد هر کاری کرديم را بی بی سی خبر اورده
حالا خوب شد کاری هم نکرديم بی معرفت اصلا چاکرت نيستم(الان هم که فعلا با ما رو اون دنده است)
يه اقاهه است تو اين کافی نت که ما ميرويم بهش ميگوييم کچل
البته الفاظ ديگری هم دارد از جمله باير ويروس کل سر(مازندرانی ميشه همون کچل
)کفتال سگ(اينم ميشه پير)خدا ما را ببخشد ان دفه نشسته بوديم يه دفه کچل عطسه کرد دهنمان از خنده سرويس شد!!!



چند روز پيش از کنار اتاق کامپيوتر رد ميشديم که ديدم رو يکی از سيستما شلوغ است
نگو يکی از بچه ها کار داشته با سيستم خانم ناظم هم امده پيشش نشست
ه که حتما نکند کار غير اخلاقی کند کلا سيستم های مدرسه ما خودشان يک بيگ انتی ويروس دارند که ان هم خانم ناظمهای جيگر هستند که الهی درد و بلايشان(به ما چه اصلا............)
نميدانيم فردا چه خبر است که اينها به ما گفتند برويد همه ی کلاسها
(يکی بايد به خودمان بکويد)بگوييد که شنبه دارند ميان مدرسه ناخون ها کوتاه موها بی ژل مانتو مانتو مدرسه شلوار ۱۰ متر بلندتر از مچ پا مقنعه اندازه چادر کوتاه تا کمر بايد باشد خلاصه اخر + زنگ خورده بود يکی از بچه ها به من ميگويد به صورت هم گير ميدن ميگم يعنی چی
؟ميگه يعنی موهای پشت لب بگيريم حرف ميزنند
؟ ميگم :اره اره اصلا شنبه همه سبيل بگدارند بياين مدرسه تا ۵ نمره اضافی انظباط بگيرنحالا ما نميدانيم چه خبر است والا؟


اين عيد فطرم که اخرش افتاد جمعه و همه اميدهای ما خراب گشت من از شما هيچ انتظاری ندارم که نظر بدين چونadd list خودم هم نميايند يک نظر نميدن ما کلا بی خيال شديم
b
s lلالا ا ا
ا جيش يادم رفت
سلام و اينا.اول بايد از اد ليست های محترم خود تشکر بنمايم که همينطوری بنده و انده و کلا همه جوره بنده را خجالت ميدهند و ما را شرمنده پيچ ميکنند و ما هم همينجوری انها را ای لاو يو(يه ذزه خجالت نميشين؟من اين همه ادرس وب خود را برای انها send to allميکنيم هيچکدام از انها نميروند يک سری نميزنند و نظری نيز نميدهند!!!)واقعا که!!!!!!!!!!
ما که مرديم بس که اين وبلاگ را اپ ديت نماييديم و اين مدرسه در پيت را وصفيديم و شما هم ما را خجالت دادين!اين هفته که همه اش ما در حال کار و تلاش بوديم(به جان خودم ما بعذد از سحر بيدار ميمانديم و با بچه ای روم اژيا همه با هم ميرفتيم روی ويس و دعا ميخوانديم که يوزر روم ها را باز بنمايند!!!!! امسال ک ست ما در تقلب و ياری به يکديگر در موافع امتحان وافعا بسته بود و اصلا چاکر معلم هاا نيستيم چسونه ها!
اين هفته در مدرسه رای گيری شورا دانش اموزی بود و ما هم با اصرار بچه ها دوباره چيز شديم(از همو ن ها حالا شما پرو نشوييد) و با زهم ديديم که افرادiqکه به ما رای بدهند زياد استو ما باز هم نفر اول گشتيديم و اينا و همچنان ای لاو و يو!!!!!
ما اين فاميلمان را ميکشيم دستم بهش برسد(رفتی سوراخ موش خريدی؟) بچه بد فضول حالا ان دختره اپن شد و ما م به تو گفتيم و تو هم رفتی گذاشتی کف دستش!اگر موضوع ضايع نبود ميگفتم اما يه ذره زياد چيز است!عسلی منو ببخش!!!
ما در يک اقدام جانانه تصميم گرفتيم که کامپيوتر های مدرسه را ويروسی بنماييم تا انتقام عاتی را بگيريم (عاتی درسته خيلی لوس و چيز و ديو صفت اما دوست ماست و ما هم هوايش را داريم و هر کسی بهش دست بزنه ما هم بهش دست ميزنيم)
نشکن دلمو به خدا اهم ميگيره دامنتو! اين اهنگی است که به طور جنون اميز اين روزها در مدرسه ميخوانيم و بقيه هم همينطوری حال ميکنند البته اول ها سارا بد جوری تو حس ميرفت و تو همون حس غربی که هميشه با منی را ميخواند اما حالا اپ ديت کرده و مدتی هم در مدرسه برای ما مداحی ميکرد!!!!
ما اين روزها يک جورايی شده ايم!فقط همين!راسستش الان يک اهنگ اارامشانه گذاشته ايم و پسر داييمان هم دارد درباره ی خانمش صحبت ميکند که تازه ازدواج کردهاند و فضا به شدت رمانتيک است!!! و ما هم خودمان حسااااااااااااااااااااااااااااس زود ميرويم تو ی حس و ياد....(نميگم تا بسوزين)
وايييييی چند رو پيش پيش مدرسه ما يک دعوايی در گرفت که ما خودمان نديديم اما به گزارش بی بی سی موضع ا اين قرار بود که دو تا کبوتر عاشق (يکی از بچه های مدرسه ما و بی افش) کنار مدرسه قرار گذاشته بودند تا ديداری تازه بنمايندو ميتينگ بنمايند! که خانواده دختره که از قضا تکواندو کار بودند و کمربند از مشکی پر رنگ تر داشتند کمين ميکنند و تا پسره ناکام ميايد که دختره ناکامتر را ببنيد که خانواده دختره مثل رابين هود میپرند و موش بدو گربه تو را بگيره!!! و اخرش ميگييرند پسره را ميکشند به جان غضنفر!!
وايييييی ما بايد برويم(راستی ديگه فکر نکنم بتوانيم اين وب لاگ گور به گوری را بتوانيم مرتب اپ ديت بنماييم)
فعلا ای لاو يو و ماچ و بو سه و جيگر بازی
جيش بوس لا لا
واااای سلام سلام چقدر دلم براتون تنگيده بود
(به جان غضنفر)از کی اپ ديت نميکنم؟
خيلی وقته.ميبينم که شما همينطور با معرفت هستين و اصلا سراغی نگرفتين و يادتون رفته همه اون ای لاو يو و اينا
. فقط اينجا من ذو تا کامنت داشتم از نيلو و ارش که بسيار ای لاو يو نيلو جون ايشالا کی بيايم واسه حنا بندون
؟پويا در پوستش به طرز فجيعی جا نميشود راستی من از خودم نا اميد گشته ام .اخه کوروش(يکی از بروبچ مسنجری) ميگه خيلی اينجا چرت شدهو ما همه اش در حال وراجی ميباشيم
راستش ما خودما ن هم يک جورايی شکست عشقی خورده ايم و اگر جلويمان را نگيرند همين الان ميرويم چاقو ميخوريم و خودکشی ميکنيم(با هيچ کس هم شوخی نداريم)
در اين مدت ما ديگر تمام دبيرهای جيگر خود را بازديد نموديم و چند ين امتحان را نيز بسيار زيبا به طور جيگر هنرمندانه گنديديم
مثلا امتحان فيزيک که ۳ تا سوال ۵ نمره ای بود را ما فکر کنيم(که ان را هم به زور مينماييم) بشويم ۲!!!!!!!
وتازه با اين اوصاف من داشتم فکر ميکردم دوباره که وقتی کنکور سراسری نفر اول گشتيم
ميايند خانه امان يا زنگ ميزنند مثلا ناهار ميايند
يا نه همينطوری به صرف ميوه و شيرينی
.راستی اگر شما جای من بوديد ناهار چی میپختين براشون؟(بابا برا اونا که از شبکه ۳ و اينا ميان)
زنگ ورزش خانم*ح* به ما گفت که ميخواهد تست بگيرد ان هم طناب ان م با دهان روزه
ما ی پيش اعظم کلاس گذاشتيم که من ابتدايی بودم ۳۰۰ تا پشت هم طناب ميزدم و هنگامی که نوبت من رسيد من برای اينکه اعظم اينا سرخورده نشوند فقط ۲۸۲ تا کمتر زدم تا انها بتوانند به من برسنند و يه جورايی تریپ پوريای ولی و اينا و اصلا هم به هيچکس نگفتيم که منظورمان چی بوه ما که گناه مردم را نميشوريم و اينا
زنگ بينش دبير بينش ميگويد ما بايد منتظ ر بمانيم تا اما زمام ظهور کند و عدل را بگستراند
و جامعه ی ما بسيار عادل است
!!!!! ما به اعظم ميگوييم: بله اگر عدالت اين است که يک پسر ۲۱ ساله که خرج خانواده را ميدهد وقتی از سر بدشانسی تصادف ميکند و گناهی هم ندارد و سکته مغزی ميکند تنها به خاطر اينکه خانوادهاش پولی ندارند تا بپردازند بيمارستان قبول نميکند که او را به اتاق عمل ببرد و پسره بعد ۲ روز ميميرد
..... و چه خوب شد که ما هم فهميديم که عدل چيست
و جامعه ی ما هم اخر ايمان و اسلام و ايثار است!(واقعا تهوع اوره)و با هم بالا مياوريم روی اين دنيای پاک!!!!


دبير پرورشی امده بود به کلاس ها تا برای برنامه های پرورشی از بين دانش اموزان منتظر اسم بنويسد
و ما خيلی حال کرديم که کسی دستش را بلند نکر
د تا اينکه رسيد به عضوئيت در بسيج دانش اموزی که ديدم بچه ها هجوم بردند جلو برای عضويت(چقدر عشق به وطن و دفاع مقدس!) باز ميگويند بچه های ما خنگ هستند اين عاتی که از تابستان نقشه کشيده بود که عضو بسيج شود
و انقدر وطن را ای لاو يو ميباشد
که ميخواهد به عراق بگويد بيايد بابل يک جنگ راه بيندازد
و او هم تفنگ در دستش بگيرد و برود خط مقدم و جانش را فدا کند
هر چه ما ميگوييم کوتاه بيا ميگويد:المحاسن زينت الرجل!!!!!!!!!!
عجب اين اخبار چرت و پرتی ميگويدا. بچه ها انرژی ندارند چيه؟
چشمشان کور بايد امتحان بدهند کارد بخورد شيکم ما
اگر روی حرف دبيرمان چيز بدی بگوييم ما بيخود ميکنيم مسئله را به چيز و اينا برسانيم و اصلا ميگوييم کنکور را بياندازند توی ماه رمضان تا معلم هايی که ساديسم دارند بيشتر حال بنمايند
اين عاتی و فانيز مثلا ميخواستند چت و نت را کلا کنار بگدارند
و اينا و ما نميدانيم چرا صبحها که 0n ميشويم اين ای دی فانيز هم روشن است
و نمدانيم چرا به من پی ام ميدهد که خودت را کشتی اينقد ان ميشی
و ما مطمئن ميشويم که فانيز کلا چت را گذاشته کنار بر منکرش لعنت!
چند روزی که ميرفتيم کافی نت اريا گفتيم اين صاب مرد را از انجا اپ بنماييم
که ديديم صاحب انجا انگار فقط اجازه ميدهد بچتند مرم زيرا يک دفه يک پسره را بدجوری ضايع کرد
و ما نميدانيم چرا و چگونه و کلا بی خيال به ما چه؟چند روزی است که فکر حمله به سيستم های مدرسه هستيم!
واااااااای ما اينقد اينجا open openکرديم زد و يک نفر واقعا openگشت ما بميريم اگر دروغ بگوييم و يا بکوييم که حتما چيز شد حالا خوبه از مدرسه فاميل ما بود(مثلا عفاف)
وای خسته شدم کلی مونده باشه برای بعد 
جيش جيش بوس بوس بوس لا لا لا لا لا 
سلام ميبينيد من چقدر کوشا ميباشم؟در اين هياهو مدرسه و درس و دانشگاه و اينا هی همينطور اين صاب مرده را را اپ ديت ميکنم و دريغ از اندکی دستت درد نکند دريغ از کمی ای لاو يو جيگر بازی
امروز در مدرسه ما بسيار حال برديم زيرا در طول اين دو سه روز ما دو بار ورزش داشتيم
زنگ ورزش ما بسيار اکتيو بازی در اورديم و کلی حرف زديم و مخ بچه ها را در کاسه ريختيم اصلا انها حوصله ندارند بچه های دیپرس فقط بلدن درس بخوانند
بله زنگ اول نيز ما تاريخ داشتيم و اين خانم (آ)مخ ما را با کنکور زد و ما به اين نتيجه رسيديم که شايد رشته ابياری گياهان زير دريايی و يا wcشوری و ازمايشگاه قبول شويم
اخ اخ اخ زنگ فيزيک که ما قيافه جيگری خانم (ش) را ديديم همان جا سکته ناقص زديم و بچه ها همه به طور فجيع در کله های محترمه ميزدند
ما هم به خودمان اميد های الکی ميداديم وتا اينکه بعد ۱ ساعت ديديم اشکالی بر تخته نقاشی شده اند و ما ميخواستيم از اعظم بپرسيم که کدوم پيکاسويی چنين نقاشی کشيده است که فهميديم اينها تعدادی از فرامول(ج فرمول)است
و ما همان جا اصولا باز به طور بدفرم يک سکته کامل زديم
و به کوری چشم عزيزان زنده مانديم
اصولا اساسا و کلا با اين وضع دبيران يا ما بياد برويم امين اباد يا انها
اين عاتی و معصوم نامرد و بی مغرفت و اصلا بی جيگر مخ ما را زنگ ورزش تيليت کردند و هی ساديسم بازی در مياوردند من بچه به اين مظلومی با من چه کار دارين اخه؟

نه اينکه تعدادی از بچه هی کلاس ما رفته اند يک مدرسه ديگر و از دست اين زندان اوين راحت گشته اند
اين ناظی ط
که امد کلاس ما و متوجه اين موضوع گرديد به طور فجيعی لبخند مليحانه و شيطانی زد
و ما خيلی به رگ غيرتمان برخورده شده بود يعنی چی؟
همچنان امروز ما ديديم بعد از صف بچه ها يکی يکی ميروند توی سالن و فهميديم که دارند ناخون بچه ها را بازديد مينمايند 
و در اين لحظه صدای چيک چيک ناخن گير به صورت ملودی باباکرم پخش ميشد و ما داشتيم در حال خودمان ميرقصيديم
و از انجايی که ناخونمان به طور فجيعی کچل بود به مدت يک ساعت به ناظی ان را نشان داديم و ميخواستيم صدر اعظم را هم پيدا کنيم و به او هم نشان بدهيم تا بسوزد 

ديروز هم ديديم يکی يکی بعضی از بچه ها را ميگيرند(امسال خيلی زود ديوونه شدن) و فهميديم اين بار برای چند تا عدد ابرو ميباشد
و ما با خودمان گفتيم که اگر بشود يک a.k 47 بگيريم و برويم همه اين دفتر دستکشان را به گلوله ببنديم و خاطره سازی و افتخار افرينی بنماييم
اصلا مدرسه ما نداريم مسولان خيلی زياد کوچه باغ فردوس ميزنن
و ما چند تا نتيجه گرفتيم:۱- از اين به بعد به بچه ها اموزش ميدهيم که ابروی خودشان را نگيرند به جايش ابروی bfشان را بگيرند
۲-اصلا هيچی را نگيرند نه اينکه وبا زياد شده است
۳-تا ۵۰ سالگی صبر کنند و زمان ازدواجشان که شد انهم با اجازه مدرسه اگر ميشود برای گرفتن از تيغ لرد استفاده بنمايند زيرا موچين با شئونات اسلامی ازرم در تضاد است۴- اصلا نگيرند و بگذارند خودش طبيعی رشد کند و به حال خودش باشد و بی خيالش شوند
۵-بروند عمل تغيير جنسيت بدهند م هر وقت پسر گشتند ابرويشان را نخ بنمايند ای لاو يو همچنان
اين فاميل ما مثل اينکه خرخوانی را شروع نموده است خسته نباشيی فافاجون
راستی اين را نگفتم عاتی نماينده کلاس شده است
و به طرز بدفرم جو زده است و هميشه تخته پاکن در دستش است و اگر جلويش را نگيرند ميرود تخته های کلاس های ديگر را هم پاک مينمايد
و ما را زندانی ميکند بعد از زنگ تفريح در کلاس اگر حالش خوب نباشد ما ميترسيم فردا چاقو بياورد و ما را تهديد به اهدای کليه کند اگر نرويم سر جايمان خلاصه اخر خفن بازی و راکی بيهيوير و خشن 
معلم ورزشمان گفته است که ميخواهيم سر صف هم نرمش صبحگاهی داشته باشيم همراه با موزيک و ما اندازه گوزن تعجب کرديم و به بچه ها گفتيم اهنگ music is my language را بياورند بذارند
البته اگر دفتر مدرسه اجازه صادر کند و ما که ميدانيم اگر چيزی به اسم اهنگ در اين مدرسه خراب شده ما به صدا در بيايد حتما عمه بابايم کجاست هست 
خب اگر غلط تایپی داشتم شما خودتان نبينيد که الان من وقت ندارم و فردا شيمی میپرسد
راستی پويا هم ميخواهد نيلو را بگيرد ما خودمان ميدانيم اينها خجالت ميکشن به ما بگويند اما ما خودمان ميفهميم
يک عروسی هم افتاديم اخ جووووووووون
حالا وقت چيه؟جيش بوس لالا(نه نه خر خوونی)

بابای

به به باد امد و بوی عنبر اورد
و بلاخره مدارس openگشت
و ما کله مان را از سرمان تشخيص نميديم و بسيار از اون جهتها ای لاو يو ماچ نه بوسه اينا خب چون امروز حجم توصيفات زياده ميريم سر شفاف سازی:
۷ در صف تاکسی بوديم اما انگار همه با ما لج بودند و صف نبود که مار هزارپا بود
بله ما هم ساعت ۷:۲۵ از باغ فردوس گذشتيم و فکر کرديم حتما عاتی رفته است که نرفته بود
و بقيه اش هم که کاملا مبرهن اس
ت و اين از رفتنمان بود به مدرسه که داخل شديم همان اول بوف کور صدراعظم را ديديم که دم در وايستاده بود و با لبخند ژوکوند بچه ها را مينگريست
بله ما هم از دور اول اعظم
را ديديم و ماچ و ای لاو يو و بعد از ان هم فائزه جيگر را و مژی و يگانه
و بعد از دور ديديم عاتی هم امد و ما هم در کمال اون چيزا برايش دست تکان داديم که ديديم با قيافه گريگوری(مثلا خيلی عصبانی)
دارد به طرف من ميايد و هيچی ديگه
و گاهی يک صداهايی ميامد که البته گربه بود
کمرمان مانند گوژ پشت نتردام شد
و ما بهتر است برويم قدمان را يه ذره کوتاه کنيم از انجايی که روز اول معلم ها بسيار خوردنی و جيگر ميباشند
ما بيکار بوديم و رفتيم پيش عاتی و معصوم و ازاده و فرزانه که داشتند فال خطی ميگرفتند
و ازاده خودش را از پارسال کشته و من اخرش نفهميدم موضوع از چه قرار است
اما اين عاتی که به طرز فجيعی مشکوک بود و مثلا هيچم خبری نيست
و يک جورايی خيال کرده ما پپه ايم
و همه ملت پپه ان
و فقط اوست کهiqست
زنگ دوم هم که بسيار اکتيو بوديم و ورزش داشتيم که البته خورشش را نداشتيم
نميدانيم چرا زود زنگ زنگيد زنگ اخر هم خانوم *ن* جيگر کباب به کلاسمان وارد شد و وضع ما انگار از همه بهتر بود زيرا فائزه اينا ۲ زنگ فيزيک داشتند
و ما بسيار ان لحظه ها خدا را شکر نموديم بله بلاخره روز اول مدرسه هم تمام گرديد و جمعيت که تازه دونده دور ماراتن شده بودند
همچون فيلهای افسار گيخته به طرف در هجوم بردند
و ما هر چه به اين عاتی نامرد بيمعرفت گفتيم بيا برويم کافی نت نيامد
خبرشو ما کلی اواره شديم و بلاخره با اوا رفتيم و ديدم که بروبچ مدرسه ما خودشان در اريا تلپ بودند
و داشتند ميامدند پايين و بسيار
oh my faveretiv تا برنامه ای ديگر و امريکن پايی ديگر درود و دو صد تا بدرود و جيش بوس لالا


سلام و از اين حرفا .اصلا دوسستون ندارم بچه های بد (غضنفر تو ديگه چرا همسايه؟
)خودم ميدونم بچه های خوبی ميشين اما کی خدا ميدونه به قول پويا (اون خوانندهه) منو با يه کامنت ببر تا ستاره بمون و يه لحظه يه کامنت بذار بيچاره
يه ذره کوشولو از پويا (اون خوانندهه نه) ياد بگيرين (ايشالا دوماد شی پسر)ببينيد رفته بهgfش گفته بياد بخونه و نظر بده
مرسی نيلو جونم
همين جا يه دعای همگانی ميکنيم که اين دو تا کبوتر عاشق بهم برسن و هر کی دعا نکنه ايشالا اندازه يه پرتقال زيگيل در بياره
(کجاشو ديگه هر وقت نکرد خودم بهش ميگم
)و اصولا و اساسا و کلا بيا باهم بريم سفر دبی دبی!!!(ربطی نداشت؟ خيلی هم داشت تو iqنگرفتی!
)بله با اميد و سپاس و بقيه بچه محلا ميريم شفاف سازی خونه غضنفر اينا(اين چراغعلی که فاميلمون ميگه از اون پسرهای متال دختر باز که زمان مظفرالدين شاه(حدود جنگ جهانی دوم )تو شرکتsony پادويی ميکرد{تا تو ديگه نباشی به ناموس مردم((توضيحات ـناموس=غضنفر* مردم=يه نفر
))تهمت نزنی}
ااين روزها البته از ان روزا همه در حال خريد مدرسه ميباشند و ما دلمان حسوديمان ميشود که پسرها راحت و ريلکس تنها بايد بلوز و شلوار بپوشند که گاهی همان را هم نمیپوشند
و ما به دليل طبيعت وحشی (منظورمان از وحشی بسيار طبيعی است وگرنه جمعيت ذکور نابالغ(همون پسرها) از اون جهتها ماه ميباشند و ای لاو يو ماچ و از اين جيگر بازيها)انها بايد مانتو بپوشيم که البته بعضيها فقط مانتو نام هستند!از انجايی که ما تا ۳۱ شهريور برای خريد وقت داريم نميدانيم که چرا همه هی خودش را عجله ميکنن
کلش اول مهر به مدرسه نميرويم و به جايش ميرويم سينما ازادی که خيلی دور خيلی نزديک را اورده است فداش بشم!
و قرار است بعد از ان mr &mrs smithرا بياورد و وزارت ارشاد از تازه لان گفته است که ما برای دهه زجر
(ببخشيد فجرااا من نبرين من به جان غضنفر تو مايه های پلتيک نيستم) قرار است از بازيگران فيلم امريکن پای دعوت کنيم
که به بابل بيايند(اخرش گفتم بچه کجاييما
) و ما انها را ببينيم و در مورد نبرد هوا و هوس و نقش جمهوری اسلامی ايران که اينها همه به هم مرتبط است سوال بنماييم(هوووووووف چه جمله بندی شد) بله اينکه کلا نتيجه مينماييم ما هم بله و دل استکبار جهانی بدجور بسوزد انجايش هم بسوزد بچه پرو
امروز ديگر ميخواهيم هر چی به ذهنمان رسيد بگوييم
و البته دوستان جيگر ما به سفارش بروبچ حاضر به تبادل لينک و اينا ميباشيم ای لاو يو همچنان فت و فراوان
من اصلا يادم رفته گرديد که نمازخانه مدرسه کاخ ورسای مانند خود را بتوصيفيم .نمازخانه ما در حياط واقع ميباشد و بسيار زيبا است تن ديوارش که نزديک پله ها واقع شده يک ادم بسيار لاو با اسپری مشکی با فونت tahomaو در سايز75نوشته است:enrique,
البته ما مطمئنيم کار بچه های ما نبوده و واسه ان وريها بوده زيرا بچه های شيفت ما خداييش از اين جربزه ها ندارند و بسيار تو سری خور ميباشيم و مثل ...از صدراعظم ميترسيم(حالا بعدا ميگم اين مسولای مدرسه ما چه شکلی ميباشند)بله نمازخانه هميشه بوی بسيار مطبوع جوراب ميدهد
و اگر bfهای اين بشرهابفهمند کهgfهايشان جورابشان را سالی يک بار انهم با استخاره ميشويند يک روزه انها را طلاق ميدهند و ميبرند ميگذارند تو موزه به جان غضنفر!
و ديگر اينکه بچه ها هنگامی که مريض هستند و يا ميخواهند مريض شوند
از اون لحاظ ها ميايند انجا ميخوابندو يا گروه سرود انجا را به مانند حمام گير اورده تمرين های خود را در انجا ميکنند البته ما هم سال اول که بوديم اهنگ ايران اريان را تمرين نموديم
و سر صف خوانديم و بچه ها که بدجوری رفته بودند تو نخ ما هی ميگفتند دوباره دوباره و جو زده گرديده خيال مينمودند برنامه روز هفتم است و از ما اهنگ درخواستی ميخواستند
و هنگامی که به پايين رفتيم همه برای ما تيکه می انداختند و مرا پيام صالحی خطاب ميکردند
و من هم ميخنديدم
روزی فائزه جيگر چشم قشنگ نوار را اورده بود که با بروبچ(مژی ،يگانه،اعظم،ازرم و ملاحت)به تمرين بپردازيم و ما هم کلاس را دودره نموده و به نماز خانه رفتيم و راديو فردا گرفتيم البته چون انتن نميداد يه ذره فقط يه ذره نوار را اينور انور کرده يه اهنگ باحال اريان(پرواز)را اورده و بچه ها به پايکوبی مشغول گرديدند
و ما هم اصلا چون بچه خوبی هستيم و + با انها نرقصيديم
مائده و سحر و فاطمه هم به جمع مان اضافه گرديده بودند
و ما خيلی حال ميکرديم که يهو ناظی جيگر از پله هابالا امده و ما يعنی انها را ديد و ما هم خيلی خنديدم و البته ناظی هم اسم همه مان را نوشت و به قولی ما را از ان مکان مقدس بو جوراب دار دیپورت کرد و ما همچنان ميخنديدم
و کلا خيلی حالی به حولی و بابا کرم دوسست دارم و اين قصه سر دراز دارد
چيزی هم شبيه به کتابخانه در نمازخانه وجود دارد که چون هميشه درش قفليده ما حوصله نداريم ان را باز بنماييم زيرا از کوزه همهان برون تراود و اينا و حتما بهترين کتابش بز بز قندی است
پنجرهای انجا هم که رو به خيابان باز ميشود قفل است و دريغ از يک هوای تازه من نميدانم ان پرستويی که انجا زندگی ميکند چه جوری نفس ميکشد
البته خيلی هم پرستوی بی فرهنگی است و اصلا فرهنگ الوده اس
زيرا که همين جوری جلوی انظار چيز ميکند و حالا خوب است که ماده است و فرش که نه موکت نماز خانه امان را مانند پيکاسو نقاشی ميکند
تا يادم نرفته بگويم سبک کاريش هم الانا پست مدرن است قبلا رئاليسم کار ميکرد
وای مثل اينکه برا اين دفعه خيلی زياد شد هر چی ميخواهيم کمتر بنويسيم باز هم نميشود و تازه الانشم کلی حرف مونده دفه بعد در باره صدر اعظم اينا ميگم
و ذکور متال و بچه معروف اطراف مدرسه که اين يکی را بايد از عاتی بپرسم(قضيه مو کج و ممرضا ميماند برای دفعه بعد)من خيلی دوسستون دارم به جان غضنفر اما نميدانيم که چرا اينقد بدشانسيم(از انجايی که هميشه موقع تحويل سال در wcبه سر ميبريم
)
غرغر اضافه:راستی جکم بلدين بگين تا با اسم خودتون بگيم نميدونم ديگه موقع مدرسه بشه اينجا نوشت اما از انجايی که ما و شما و امروز را حال است به اينده ی خوفناک خود نمی انديشيمو تا جايی که بتوانيم اينجا را به مانند سيريش ميچسبيمو ايناو راستی بابلی ها يک کافی نت خوب معرفی بنمايند زيرا انلاينم بسته گرديده تا دفه بعد جيش بوس لالا

اينم چراغعلی وقتی که واکمن ساخت:
سلام و فراوان سلام ////////////////////// درود و فراوان درود
این فامیل ما که دیگر به اندازه ی گوشت هایی شده که مامان جانمان در قیمه اش میریزد من هی میگویم بنظرید ما را(پررو جفت کن نیشتو منظورم این بود که نظر بدید) آن وقت شما مثل کبک سرتان کردید توی چاه اب که فقط انعکاس صدای ... مانند خود را بشنوید اهه اهه اهه
گریه میکنما پخمه ها
من امروز فهمیدم که مدرسه ما خیلی جهان اولی ست چون طبق آخرین خبر هایی که امروز ساعت 2 به دستم رسید مدرسه ها قرار است لوله کشی صابون شود که مدرسه ما ان را از پیش تاسیس نموده ولی برای انکه بچه ها به خاطر خوشبو بودن این صابون ها هی اجابت مزاج نکرده و دست خود را بشوین در منبع به اندازه چشمان مگس مایع میریزند سپس درون ان را با اب مایع حیات پر میکنند در اصل ما لوله کشی کف صابون داریم به همین علت همه وبــــا نگیرند ما میریم امامزاده نذر میکنیم .
کجا بودیم ؟ تو قلبهــــــــــــــــــــــــــــــــــا ؟؟؟؟!!!!!!!!!
داشتم اطراف مدرسه را می توصیفیدم گفتم همان جا که ان ذکور ها پاتوق میکنند یک کافی نت به نام کتیبه 2 وجود داشت که به علت فساد داشتن yahoo massenger باعث میشد همه به انجا روند (lets go boys and girls)
سر کوچه مرسه ما کتابفروشی دهخدا است که همیشه بچه ها انجا چیز میخرند اما این مغازه واقعا بچه ها را نجات میدهد چون وقتی بچه ها دارند اطراف مدرسه که انگار شانزه لیزه است گردش میکنند وقتی یکی از ناظم ها آنها را میبینند یا وقتی دیر میایند مدرسه می گویند خانم به خدا بودیم دهخدا مثلا برگه A4 بخریم بعد انها هم باور میکنند و بچه ها کلی به ریش و سبیلشان میخندند اگر مدت زیادی باشد که صورت صفا نداده باشند
بگذارید اخرین چیزها هم توصیف کنم نزدیک های چهارراه شهدا چند مخابرات دارد که همش با صدای بچه های مدرسه مزین میشود مثلا یک روز از بس یکی از بچه ها انجا نشست وقتی بیرون آمد کابینه و خود او بو گند عرق آن هم وسط زمستان گرفتند اسم او هم S وM بود اون اس خیلی تابلو بیشتو نمیتونم بگم کثافت میگفت دارم با داداشم حرف میزنم ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!
وقتی به سمت مدرسه عفاف بروی بر در دیوار خانه های انجا که اکثرا مال عهد عتیق اند و آدم فکر میکند خانه ارواح است نوشته به سوی مهد کودک عفاف اینجوری مدرسه ما را بهتر پیدا میکنید یا نوشته من navid_... اومدم (... نمیدونم چی نوشته ولی اسمش یادمه )
از این جور چیزها دیگه همش چرند و پرند 2 بر در و دیوار خیابان پسرها به هم می فحشند که مثلا(( فلانی مال من کثافت)) دفعه بعد رقیبش مینویسد ...
ما بعد از شروع مهر و باز شدن دانشگاهمون مشکل آپدیت کردن داریم چون ارز همین الان داریم به جدایی از این computer تهدید میشویم ( منو تهدید میکنی که com و از من میگیری خیالی نیس پس کلاس کانپیوتر مال چیه البته فامیلمون و نمیدونم چون اینا این تکنولوژی رو ندارن تو مدرسه شون )
من فعلا بای می کنم تا بعد که بترکونیم
منتظر نظرهاتون هستیم
جیش بوووووووس لالا
اخ چقده دوسست دارم بيشتر از يه عالمه......
شلام مخلشيم (غضننفر خبر مرگت برو اون ور تر همه جا رو اشغال کردی)
بابا شما که ماهيت ماستی دارين همتون اين فاميل ما خودش را جر داده و خدائيش خوب نوشته شما دريغ از يک نظر يک الطفات(يا التفات يا علتفات يا علطفات) يک تراوش ذهنی(حالا نگفتم که بشاشی با نظرت يه تراوش کوچولو) بله شما ملاحظه فرموديد که کلا اين شهر ما (هنوز نگرفتی کجاس؟ ای خاک بر سر کچلت) دبيرستان های بسيار زيبايی دارد مخصوصا دخترانه هايش و دانش اموزان جيگری دارد (سيخ سيخ خام خام
) راستش الان که مدرسه ها اپن ميشود(باز اين کلمه سکسی پرو خودشو انداخت تو حرفام استغفرﷲ...) ما اصولا اساسا و کلا امادگی رفتن به انجا را نداريم و فکر ميکنيم که افسردگی تابستانی گرفته ايم از بس تابستان اسمان شاشيد روی سر ما 
راستی يک چيزی را بگويم و برويم سر موضوع شفاف سازی و ای لاو يو ماچ و از اين حرفای شيرين
برای ما شخصی کامنت گذاشته است و گفته است که ما جفنگيات ميگوييم و برای همين است که اين است(چی هست؟ همين بی نظری شما ديگه) که ما بايد به اين داداش بگوييم جيگرتو.... سلام ميرسونم(تریپ ما نشنيديم
)ما به طرز فجيعی در اين موارد کنه ايم و مطمئنيم که اگر اديسون برق را اختراع نميکرده بود ما(من و خودم)شخصا خودش اقدام ميکرد!
خب ميرويم شفاف سازی خودمان(ااا غضنفر بکش بالا بچه پرو باز دهن منو باز ميکنه اين ادم بيکلاس بی اتيکت)
بله ما الان با اينکه حوصله (school(oh my furetiv
را نداريم اما خودمان را به صورت بسيار برای اين امر اماده ميکنيم مثلا روزی ۱۰۰۰ تا قر کمر ميرويم که در امر خطير بابا کمر(همون کرم اين داداششه) از مژی جون کم نياوريم اين مژی از ان بچه های بسيار اوا خواهر ميباشد و ما هم اکنون و چند اکنون او را ای لاو يو گود مرنينگ هلو ميباشيم
و همچنين در حال حفظ کردن و تفسير ديوان کريس د برگ ميباشيم زيرا ما در مدرسه برای بچه های جيگر گيتار ميزنيم البته هنوز گيتارمان را اپديت نکرده ايم و الان فقط سيمش را داريم و مامانمان ان را قايم کرده چون ميگويد به درس خواندنمان لطمه ميزند و قول داده وقتی کنکور داديم (۲ سال ديگر فقط)و پزشکی دانشگاه تهران بقبوليديم برايمان يک سوت بخرد
که مثل ان خانم توی ويدئو کلیپ dj aligatorبا ذکور پزشک پليس بازی بنمياييم و انها را تيغ بزنيم
اينجا هفته ی پيش چند تا پسر متال فوت شدن البته ما قصد جسارت نداريم (چون يهو ممکن است فاميل در بيايند) اما به گزارش خبرگزاری زنان صف نانوايی و اقايون زن و بچه دار مغازه نشين انها قرص y همان برادر بزرگهxخورده بودند البته گويا سرشان درد ميکرد و قرص استامينوفن انداختند بالا که يهو فهميدن اکس بوده و هر کاری کردن اين بی شرف پدرسگ بالا نسامد و چسبيده بود به گلويشان و اخرش هم خودش را فرو کرد تو(نبرد هوی و هوس
) و انها هم گفتند حالا که اينطور است همينطور باشد!
ما در اينجا دلمان برای gfهای انها کباب شده بيد و انها الان گريه ابرا دروغه هستن که نگاهشان دروغه
ما با اجازه چند تا مينتيجيم:۱ـ هر کسی به متال دست بزنه زنبوره چيزش ميزنه ۲ـقبل از مصرف استامينوفن شيشه را تکان دهيد ۳ـ بشينيد سر جايتان و متال و پارتی های درتی را بی خيال شويد و درستان را بخوانيد و برويد دانشگاه و ازدواج کنيد و وقتی همسرتان مرد برويد سر قبرش
۴ـسر جايتان ننشينيد و تا ميتوانيد کثافت کاری کنيد و حالش را ببريد
۵- به gfتان هم قرص اکس بدهيد و بگوييد اسمارتيز (اسمارتيس ؟
)است
۶ـپاشو برو گمشو ديگه.....
اين دفه چند تا اگهی بازرگانی پخش ميکنيم به اميد لينکه مدرسه ها باز نشه:



اگر همين الان کامنت نذارين افاتون میپره و ياهو ادليستتونو پاک ميکنه در ضمن من خودم اين چيزا رو قبول نداشتم
بروبچ خوش باشين و انگور نخورين و کارای بدبد نکنين به اين وبلاگ**پسرهای مثبت** هم سری بزنيد من که امروز رفتم باپذيرايی بسيار بود بشکنه اين دست که نمک نداره واسه همه تبليغ ميناييم بازم سگ ميشوند ما را ميخورند(تيکه رو حال کردی؟
)
خب ديگه وقت چيه؟ اره ديگه جيش بوس لالا

سلام بر همه ی دوستان باحال و توپ نما ای بچه های بد شما واقعا تماشاچی نما هستید چون ما تا حالا 102 نفر بازدید کننده بداشتیم که فقط چند نفرشون که تعدادشون از انگشتهای منم کمتره نظر دادن واقعا که ه ه ه ه ه ه ه ه ه (عزیزم این دفعه یه کاری کن که این X که ما به خورد این وبلاگ دادیم با نظرهای دوبس دوبسیتون بترکونه دیگه)
مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی ریم سراغ در امتداد مدرسه (دانشگاه) عفـــــــــــــــــــــــــــــــافـــــــــــــــــــــــــــــــــــ ...(این امتداد واسه عفاف زیادشه )
میریم سراغ کلاس ها مدرسه ما که گفتم خیلی با کلاس میباشد در مدرسه ما در دفتــــر زنانه به جای آنکه بهترین کلاس را انتخاب کنند (به علت نداشتن چنینین جای عجیبن غریبا) پرشور ترین کلاس ها را انتخاب می کنند و به آنها جایزه می دهند تازشم بانوان دانش اموز این کالج بعضی هاشان که خیلی احساس بچه شجاع میکنند به معلم میگویند:((گم شو از کلاس بیرون)) بعد معلم همانطور که فیس فیس میکند از گریه به دفتر رفته و شکایت او را میکند و آن شازده زیرش میزند و میگوید من که چیزی نگفتم آن ها خیلی مرا بد می آیند
مدرسه ما دیوار سالم ندارد زیرا به قول فامیلمان بر رویشتان SML (Lمنظورم لارج است)یا قربان صدقه کسی میروند مثلا چندی پیش به روی دیوار نوشتند به سایز 100000 شهاب من ؛ منظورشان شهاب سنگ است به علت علاقه ی شدید بچه ها به نجوم و اینا (فهمیدی؟؟؟؟؟) یا مثلا در دیوار کلاس ما عزیزانمان ملیکاــ...و فاطمه ــ.... بسیار زیبا کنده کاری نموده و اسم شاهین تهرانی را نوشتند و مجله اتفاق نو که او در آن مینویسد (نگفتم بچه های ما مبلغ خوبی ان فقط این مدیر ما باید باز لا پشونی کند و بنا اورده یا آقای() را مسئول نموده تا آنجا را بتونه کاری نماید باز بچه ها میگویند چرا از ما شهریه میگیرند بسیار غلطیات میکنند مگه ما خرج دست مدیر میگذاریم به جان همان چراغعلی که چراغ این دل ما است
حالا میرویم سراغ اطراف مدرسه
مدرسه ما جنب دهخدا و مسجد گلشن است برو تو کوچه ه خوب دست چپش را اگر ببینی ذکور بسیار با کلاسی می باشند که همه تیشرت های با کلاس بسیار رپی تنشان است که پروانسیس هم خودش را جر زنی کند نمیتواند آن لباس های بسیار شیک را تهیه کند . آنها اکثرا باکلاسند و سیگاری میکشند و به قول برو بچه هایم ایـــــــکــــــس مصرف مینمایند و ماری جوانا نمی دانید که ... اینقدر باکلاسند که ما نمیدانیم چه کار کنیم . همشان به س میگویند ش مثلا به سلام می گویند شلام و ما فکر میکنیم که آنها میگویند شل ام و ما وقتی میبینیم آنها خود میگویند که شل اند تحویلشان نمیگیریم. آنها به جای شماره موبایلشان IDهایشان را میگویند من که گفتم انها با کلاسند . آنها گاهی پرنسس های مدرسه را که ((چاق و دارای هیکل پر))
میباشند تور میکنند آنها ماهیگیرانی بس چیره دستند .
چند بار برای مدرسه ما کمیته آوردند و BF های بچه های مدرسه را میزدند و بعضی ها ناراحت میشدند مثلا یه بار پلیس که خیلی گودزیلا بود یکی از ذکور را بلند کرد و با پا از پشت محکم زد به آنجایش ما خیلی خوشحال شدیم .یه بار دیگر یکی ازهمین پسرها(تولد)و همراهشان آقای نجوم را کتک زدند و ان آقا پسر کم رو(تولد) ان هنگام که برادر داشت او را چون خلت پخش زمین میکرد داشت به یکی از بچه های مدرسه ما به اسم م.ب TEL میداد و آن بانو دلش سوخت و فردا که تولد آمد پهلوی مدسه م.ب قول دوستی تا ابد را به او داد و من یکی بر سر مبارک خود زدم و چند روز بد تولد فلج شده و دست بر عصا را میرفت کاش این دهان و چشمهایشان نمیدانم چه میشد که در عین افلیجی در ان اطراف گشت و گذار نکند وچشمش را در انجا چرا ندهد م.ب انجا متوجه شد که قدمش نحس است خیلی.
این شعرا از زبان بانوان مدزسه به bf های با کلاس چشم پاکشان میگویم :
تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است ؟؟؟؟؟!!!!!!
بقیه قصه باشه بعد
حالا لا لا کن آفرین
جیش بوس لالا
فردا دوباره صبح می اید از ایمن مسیر
پس چشم انتطار لحظه ی دیدار می شویم .
خیلی دستتون دارم سایتون کم نشه ببینم میتونید با نظرهاتون بترکونید یا نه ...
اومدم مامان به خدا نزن ...........ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااخ 
